جوی آباد

اجتماعی - ورزشی

تبلیغات تبلیغات

گزارش عملکرد

باران شهر را سیرآب کرده بود. پیش تر حتی وقتی همه ی پنجره ها بسته بود و برای درامان ماندن از هجوم سرما منافذ درها با دقت زیادی پوشانده می شد، در تمام طول شب های بارانی می توانستم صدای ترنم آن را از دریچه ی کولر بشنوم و معابر خیس چشم به راه فردا را مجسم کنم. حالا اما گوش هایم از خش خش بی وقفه ای پر است که واسطه ام با صداهای جهان شده است. چند بوته فصلی که در مقدم بهار توی جعبه های سفالی کاشته بودم، خیس شده بود و قطرات باران روی برگ های درهم شان شره می کرد.
جوی آباد ، ۱۴۰۳-۱۲-۱۹ ، جامعه و سیاست
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها