جوی آباد

اجتماعی - ورزشی

تبلیغات تبلیغات

«سلام ای شب معصوم»

تو حال خودم بودم که صدایی از سمت رودخانه با لحن پرنشاطی به گوشم رسید؛ سلام معلم نمونه. پیدات نیست . کجایی؟ خوبی؟...دوروبررا نگاه کردم و نگاهش را که پر از شادمانی دنبال نگاهم می گشت، پیدا کردم. خطابش با من بود. قدری شیرین عقل به نظرم آمد اما به هرحال دست راستم را به محاذات گوش بالا بردم و سلامش دادم . مرا می شناخت و از قرار به خاطر داشت که یکی از رهروان صبحگاه سال های اخیر بوده ام. درهمان حال که به راهم ادامه می دادم از احوالپرسی اش تشکر کردم.
برچسب‌ها: دوروبررا, احوالپرسی
جوی آباد ، ۱۴۰۳-۱۱-۱۹ ، جامعه و سیاست
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها